ابروانت   کمان آرش اند

  انحنای شب مویت

  دیرینه آشنای تمام بادهای سرزمین

  ای فاتح بلندای فلات من ـ ایران زمین ـ

 

  در قلعه های استوار خاطر آریایی ام

  در خدای خانه هایی که هرگز خراب نمی شوند

  ای آتش افروخته در ظلمت شبانه

  بگذار دلت را

                  " زرتشت " بنامم