بانوي آيينه و آفتاب، تنديس بيرحم سراب 

اي نشسته بر بال بلندترين شاخه ها

سيب گلاب

دستم نمي رسد به دامنت

 ماهي قرمز كوچكي ام در دهان قلاب 

هنوز داد ميزنم آب آب آب