دنیا را قدم قدم با تو راه می روم
در کوچه های ونیز
قایقران خیال منی...
در شیراز چشمت شعر می شوم در هوای بهار نارنج
در ساحل کاراییب ، هم رقص ...
در پیچ چالوس ،شریک سرگیجه هامی
سهم من سیگار و وسوسه
سهم من سکوت ممتد بی عبور
بگو به من
چرا چرا چرا این بزرگراه بزرگ نیست
که سهم من از تو
باران و بوسه
سهم من سلام و سیب و ثانیه باشد
کجا
کدام چهارراه
یک روز
در تلاقی نگاه ما سبز می شود ؟!
دلم بادبادکی ست در سرفه های تهران
نیستی و مدام در دلم باد می کوبد
نیستی و دوریت ، زمستان باکو ست
در این شعر هم شده
بیا زوج هنری شویم
فردای ما،
روز فرد است
+ نوشته شده در جمعه ۱۹ آذر ۱۳۸۹ ساعت 4:56 PM توسط رویا وکیلی
|