من و زندان زمانه , تو و تصویر و ترانه
من و ترس مرگ فانوس , تو و مهتاب شبانه
پر ابرای بهاری ٫منم اون کولی خسته
تو یه دریای عمیقی٫ صوفی چله نشسته
تو به قله ها شبیهی ٫قله های مه گرفته
من یه تکرار غریبم ٫عصر آخرین هفته
از تو٫ از تو می نویسم مث بارون توی بندر
مث لالایی برگا ٫ واسه خواب یه صنوبر
تو شکوه سرو نازی٫ تو غرور سبز جنگل
منم اون حسرت تلخ ِ خونه ی سیاهِ جدول
مث فال حافظی تو ٫همه حرفات عاشقانه
مث روح شب بزرگی ٫ تا همیشه شاعرانه